محمد يار بن عرب قطغان
140
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ذكر لشكر كشيدن عبيد الله خان به دار السلطنهء هرات در بهار سنهء تسع و عشرين و تسعمائة كه شهد از نامهء « 1 » اولوس رياحين به فضاى بساتين كشيد و لالهگون از هجوم جنود سبزه انديشيده در قلاع جبال متحصن گرديد ، عبيد الله خان با سىهزار سوار جرار از جنود ماوراء النهر و تركستان عازم خراسان گشت و از كوچكونجى خان كه [ در ] دار الولا خطبه و سكه به نام و القاب او زيب و زينت داشت ، اجازت طلبيده ، عازم خراسان گرديد . و از آب جيحون عبور نموده ، روز شنبه « 2 » غرّه ماه جمادى الاخر اين خبر به سمع حاكم هرات امير خان رسيد و ضماير اكابر و اصاغر ايشان پريشان گرديد و خاطر بر تحصين قرار [ گرفت ] . امير غياث الدين محمد بن امير يوسف كه در دولتخواهى شاهى به غايت متحكم بود ، ضبط دروازهء ملك را تا برج « 3 » شمال دروازهء عراق تعهد فرمود . و پيرى سلطان به اتفاق صوفيان خليفه حراست دروازهء عراق را تكفل نمود . و پير احمد بيگ « 4 » و هدايت بيگ و قاسم مهردار از برج سلطان احمد ميرزا تا قلعهء اختيار الدين به حيطهء ضبط درآوردند و اسحاق بيگ و برادرش مقصود بيگ آن حصار را مضبوط كردند . مرجمك سلطان در دروازهء خوش « 5 » رايت جلادت برافراشت و نخود بيگ همّت بر حراست دروازهء فيروزآباد گماشت . و امير خان به دستور استمرار در باغ شهر اقامت ورزيد و پانصد پياده و سواره در پيش خود نگاه داشت كه هر طرف به كمك احتياج شود ، آن جماعت را بدان جانب فرستد . وقت سحر روز شنبه سيزدهم ماه مذكور شاطر عبيد الله كه به حكم امير خان در قصبهء چهل دختران ساكن بوده ، به جهت تحقيق آمدن عبيد الله خان اشتغال داشت به شهر رفته ، خبر وصول خاقان سكندرنشان را شايع گردانيد . و صباح يكشنبه عبيد الله خان مسلح و مكمل از راه دو برادران ( 82 ب ) به سر خيابان رسيده ، به طرف ساق سلمان شتافت و بعد از دو سه روز كه از رنج راه برآسود ، پادشاه ذو الاحترام « 6 » بر سمند خوشخرام سوار گشته ، متوجه شهر شد . و فوج كثير از شجعان سپاه اسلام را به افروختن آتش قتال مأمور گردانيد . و زمرهاى از آن دلاوران از راه
--> ( 1 ) . ت : سپهدار ناميه . ( 2 ) . ت : پنجشنبه . ( 3 ) . س : بر ( 4 ) . س : راجد بيگ . ( 5 ) . س : خويش ( 6 ) . ت : ذو الاختام .